بسم رب الشهدا ... قضیه ساخته شدن این وبلاگ، ازکجا شروع شد؟ آهان... از خوندن یه کتاب و تاثیرش روی روحم... از تپه برهانی و شهید شدن یه گردان رزمنده با لب تشنه ... باعطش... از عطش عشقی که تو وجود تک تکشون زبانه می کشید و اونها رو به امیر دلشون،امام حسین علیه السلام، نزدیک تر می کرد... ...امیری حسین و نعم الامیر ... تصمیم گرفتم تو صفحات همین کتاب،تحویل بشم... ...یا محول الحول و الاحوال... و برای شهدا بنویسم،به نیت شهدای والفجر2،تپه برهانی ... صفحه فتوشاپ رو باز کردم و ... طرحم شد هدر یه وبلاگ... وبلاگ عطش عشق،با آدرس برهانی دات پارسی بلاگ دات کام! ... چندروزی از شروع نوشتن نگذشته بود که ... از روی کنجکاوی، توی صفحه مدیریت، روی نظرات ارسالی شما، کلیک کردم. باکمال ناباوری دیدم یه نظر از طرف مدیریت این وبلاگ توی یه وبلاگ دیگه گذاشته شده که مربوط به سال 84 بود. نوشته شده بود: اما رمزعبور این وبلاگ رو فقط من داشتم و ... ... گفته بودم افسار دلمو گرفتن دستشون و ... حالا من بودم و یه آسمون بغض نشکفته! من بودم و بارگرانی که بر زمین مونده! من بودم و یه دنیا آه ... من بودم و ای کاش هایم ... ... ای کاش من نبودم، او بودم! -------------------------------------------------------------------------- جرعه اول: قضیه این شد که این وبلاگ، با این آدرس، سال 84 مال یکی از پرستوهای مهاجری بوده که مدال جانبازی تو راه خدا تقدیمش شده و حالا بعد از مدتها، این افتخار نصیب این حقیرشده که این وبلاگ رو برای شهدا و به یاد شهدا راه اندازی کنم... جرعه دوم: این ماجرا رو به فال نیک می گیرم و مصمم تر از همیشه، قلمم رو تو برگ برگ این هدیه ارجمند می لغزونم... بسم رب الشهدا ...
![]()
| Design By : Pars Skin |
